مطالعات اثربخشی
روح الله فتح آبادی؛ سحر بدری بگه جان؛ تهمینه حسینی؛ آرزو اسماعیلی کرکوندی
دوره 2، شماره 2 ، شهریور 1404
چکیده
مادران کودکان فلج مغزی در مراقبت از کودک خود با مشکلاتی همچون اضطراب و افسردگی مواجه میشوند. به همین دلیل آنها به مداخلاتی نیاز دارند تا بتوانند نیازهای خود را در حین مراقبت از فرزند خود برطرف نمایند. هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر رفتاردرمانی دیالکتیکی بر افسردگی و اضطراب مادران کودکان فلج مغزی بود. مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با ...
بیشتر
مادران کودکان فلج مغزی در مراقبت از کودک خود با مشکلاتی همچون اضطراب و افسردگی مواجه میشوند. به همین دلیل آنها به مداخلاتی نیاز دارند تا بتوانند نیازهای خود را در حین مراقبت از فرزند خود برطرف نمایند. هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر رفتاردرمانی دیالکتیکی بر افسردگی و اضطراب مادران کودکان فلج مغزی بود. مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران کودکان فلج مغزی شهر تهران در سال 1401 بود. از بین جامعه هدف 20 مادر کودک فلج مغزی دارای پرونده در موسسه خیریه خدماتی حمایتی حیات ارغوانی تهران با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس بر اساس ملاکهای ورود به عنوان حجم نمونه انتخاب و در 2 گروه آزمایش (10 نفر) و کنترل (10 نفر) به شیوه تصادفی جایدهی شدند. در ابتدا هر دو گروه توسط پرسشنامهی افسردگی بک (1967) و پرسشنامه اضطراب بک (1970) مورد ارزیابی قرار گرفتند. جلسات رفتاردرمانی دیالکتیکی در 12 جلسه 90 دقیقه ای طی 4 هفته بر روی گروه آزمایش اجرا شد. در پایان هر دو گروه مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کوورایانس مورد تحلیل قرار گرفت. یافتههای این پژوهش نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیکی موجب کاهش افسردگی (۰۵/0>P ) و اضطراب ((۰۵/0>P) مادران کودکان فلج مغزی شده است. با توجه به این یافتهها متخصصان میتوانند با استفاده از رفتاردرمانی دیالکتیکی در بهبود شرایط زندگی کودکان فلج مغزی و والدین آنها گامهای موثری بردارند.
مداخله گروهی شناختی رفتاری
نسترن تلاشان؛ نیلوفر زاهدی بیالوائی
دوره 1، شماره 2 ، اسفند 1403، ، صفحه 14-25
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله گروهی شناختی رفتاری بر خودکارآمدی دانش آموزان دارای آسیب شنوایی با نشانه های اضطراب انجام شد. طرح پژوهش نیمه آزمایشی و به صورت پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان ناشنوای شهرهای بجنورد و شیروان در سال 1400 بود. نمونه آماری شامل 24 دانش آموز ناشنوا ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله گروهی شناختی رفتاری بر خودکارآمدی دانش آموزان دارای آسیب شنوایی با نشانه های اضطراب انجام شد. طرح پژوهش نیمه آزمایشی و به صورت پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان ناشنوای شهرهای بجنورد و شیروان در سال 1400 بود. نمونه آماری شامل 24 دانش آموز ناشنوا (در هر گروه 12 نفر) بود که از میان دانش آموزان با آسیب شنوایی بر اساس پرسشنامه اضطراب بک به عنوان دانش آموز ناشنوا با نشانه های اضطراب شناسایی شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه اضطراب بک (BAI، 1988) و پرسشنامه خودکارآمدی برای کودکان (SEQ-C، موریس، 2001) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 45 دقیقه ای به صورت یکبار در هفته تحت مداخله گروهی شناختی رفتاری قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری (مانکوا) مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مداخله گروهی شناختی رفتاری بر افزایش خودکارآمدی دانش آموزان با آسیب شنوایی مضطرب به صورت معناداری مؤثر بود (0/01>P). این یافته بیان میکند که درمان شناختی رفتاری گروهی میتواند برای ارتقاء کیفیت زندگی دانش آموزان مبتلا به آسیب شنوایی با نشانههای اضطراب اثرگذار باشد و به عنوان یک مداخله درمانی سودمند برای آنها در مراکز بهزیستی و آموزشی توصیه می شود.