<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه مطالعات تغییر رفتار</title>
    <link>https://jbms.guilan.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه مطالعات تغییر رفتار</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اثر بخشی درمان شناختی رفتاری متمرکز بر تروما بر الگوهای ارتباطی خانواده در زنان قربانی خشونت خانگی با رفتارهای خود آسیب رسان</title>
      <link>https://jbms.guilan.ac.ir/article_9259.html</link>
      <description>هدف پژوهش ، بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تروما بر الگوهای ارتباطی خانواده در زنان قربانی خشونت خانگی با رفتارهای خودآسیب‌رسان بود. این مطالعه با طرح نیمه‌آزمایشی پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل و پیگیری سه‌ماهه انجام شد. جامعه آماری شامل زنان متأهل قربانی خشونت خانگی مراجعه‌کننده به مراکز بهزیستی شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود. در مجموع، ۲۰ نفر بر اساس معیارهای ورود به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۰ نفر) و کنترل (۱۰ نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه همسرآزاری (SAEQ، علیپور، ۱۳۹۸)، پرسشنامه خودآسیب‌زنی (SHI ، سانسون و همکاران، ۱۹۹۸) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی (CPQ، کریستنسن و سالاوی، ۱۹۸۴) بود. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای مداخله درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تروما دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بن‌فرونی در نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. نتایج نشان داد که درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تروما منجر به بهبود معنادار مؤلفه ارتباط سازنده متقابل در الگوهای ارتباطی خانواده شد (۰۵/۰&amp;amp;gt; p)، اما در سایر مؤلفه‌ها تغییر معناداری مشاهده نشد (۰۵/۰ &amp;amp;lt; p). یافته‌ها بیانگر آن است که درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تروما می‌تواند روشی مؤثر برای بهبود ارتباط سازنده متقابل در زوجین باشد. با این حال، برای ارتقای سایر سبک‌های ارتباطی ، ترکیب این رویکرد با سایر درمان‌ها همچون درمان هیجان‌مدار می‌تواند سودمند باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش دو نیمکره مغز بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص</title>
      <link>https://jbms.guilan.ac.ir/article_9310.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش دو نیمکره مغز بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص بود. پژوهش حاضر، از نوع نیمه آزمایشی بود که با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص (بنا به تشخیص روانپزشک و بررسی پرونده روانشناختی) در غرب مازندران بودند که به مراکز توانبخشی شهرستان های رامسر و تنکابن مراجعه کردند و از این تعداد 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در گروه آزمایش آموزش دو نیمکره مغز (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از آزمون برج لندن (شالیس، ۱۹۸۲) استفاده گردید. کودکان در گروه‌ آزمایش آموزش دو نیمکره مغز 16 جلسه‌ 90 دقیقه ای (هفته ای یک‌بار) تحت درمان قرار گرفتند و گروه کنترل درمانی دریافت نکرد. قبل و بعد از جلسات درمان، آزمون برج لندن، توسط دانش آموزان پاسخ داده شد. داده‌های بدست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد آموزش دو نیمکره مغز در بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص در مقایسه با گروه کنترل موثر است (05/0&amp;amp;gt;p). بنابراین می توان نتیجه گرفت از آموزش دو نیمکره مغز در بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص می‌توان استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر والدگری مثبت بر ابراز هیجان کودکان با ناتوانی یادگیری و خودکارآمدی مادران این کودکان</title>
      <link>https://jbms.guilan.ac.ir/article_9573.html</link>
      <description>کودکان با ناتوانی یادگیری اغلب مشکلاتی در ابراز هیجان دارند و نظام خانواده را تحت تاثیر قرار می دهند و تغییرات مهمی در عملکرد والدین به وجود می آورند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی برنامه والدگری مثبت بر خودکارآمدی ماداران کودکان با ناتوانی یادگیری و ابراز هیجان در این کودکان بود. پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری مقطع ابتدایی شهر رشت و مادران آنها در سال تحصیلی 99- 1398 بود که از این میان 290 نفر با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و بر حسب شرایط ورود به پژوهش به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش(14=N) و گواه (15=N) جایدهی شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه مشکلات یادگیری کلورادو (2011)، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر(١٩٧٢)، تنظیم هیجان کودکان و نوجوانان گراس و جان(2003) و نسخه چهارم مقیاس هوشی وکسلرکودکان (2003) استفاده شد. برنامه والدگری مثبت در طول8 جلسه به مدت یک ماه بر روی گروه آزمایش اجرا گردید. برای تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها از تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که والدگری مثبت بر خودکارآمدی مادران کودکان با ناتوانی یادگیری مؤثر بود. همچنین یافته های تحلیل کواریانس نشان داد که والدگری مثبت بر ابراز هیجان کودکان با ناتوانی یادگیری در گروه آزمایش به‌طور معنی‌دار مؤثر بود(01/0&amp;amp;gt;P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که برنامه والدگری مثبت از طریق برقراری ارتباط موثر میان والدین و کودکان، باعث بهبود عملکرد مادران و کودکان با ناتوانی یادگیری می شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
