اختلال یادگیری خاص
مریم رستمی؛ غزل سادات پورنسائی؛ میلاد سبزه آرای لنگرودی
دوره 2، شماره 3 ، آذر 1404
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش دو نیمکره مغز بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص بود. پژوهش حاضر، از نوع نیمه آزمایشی بود که با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص (بنا به تشخیص روانپزشک و بررسی پرونده روانشناختی) در غرب مازندران بودند که به ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش دو نیمکره مغز بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص بود. پژوهش حاضر، از نوع نیمه آزمایشی بود که با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص (بنا به تشخیص روانپزشک و بررسی پرونده روانشناختی) در غرب مازندران بودند که به مراکز توانبخشی شهرستان های رامسر و تنکابن مراجعه کردند و از این تعداد 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در گروه آزمایش آموزش دو نیمکره مغز (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از آزمون برج لندن (شالیس، ۱۹۸۲) استفاده گردید. کودکان در گروه آزمایش آموزش دو نیمکره مغز 16 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای یکبار) تحت درمان قرار گرفتند و گروه کنترل درمانی دریافت نکرد. قبل و بعد از جلسات درمان، آزمون برج لندن، توسط دانش آموزان پاسخ داده شد. دادههای بدست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد آموزش دو نیمکره مغز در بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص در مقایسه با گروه کنترل موثر است (05/0>p). بنابراین می توان نتیجه گرفت از آموزش دو نیمکره مغز در بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص میتوان استفاده کرد.
اتیسم
معصومه طالبی دریاسری؛ غزل سادات پورنسائی؛ میلاد سبزه آرای لنگرودی
دوره 2، شماره 2 ، شهریور 1404
چکیده
هدف از پژوهش حاضر اثربخشی قصه درمانی در بهبود مهارتهای ارتباطی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود. پژوهش حاضر، از نوع پژوهش-های نیمه آزمایشی بهصورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم در شرق گیلان بودند که به مراکز توانبخشی شهرستان های لاهیجان، لنگرود و رودسر مراجعه ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر اثربخشی قصه درمانی در بهبود مهارتهای ارتباطی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود. پژوهش حاضر، از نوع پژوهش-های نیمه آزمایشی بهصورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم در شرق گیلان بودند که به مراکز توانبخشی شهرستان های لاهیجان، لنگرود و رودسر مراجعه کردند و از این تعداد 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گروه کنترل قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از مقیاس درجهبندی اوتیسم (GARS-3، گیلیام؛ 2014) استفاده گردید. کودکان در گروه قصه درمانی طی8 جلسه 60 دقیقه ای (هفته ای یکبار) تحت درمان قرار گرفتند و گروه کنترل درمانی دریافت نکرد. در مرحله پیشآزمون و پسآزمون، مقیاس درجهبندی اوتیسم (GARS-3، گیلیام؛ 2014) توسط والدین کودکان کامل شد. دادههای بدست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس در محیط نرم افزاری spss نسخه 26 در سطح معناداری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد قصه درمانی در بهبود مهارتهای ارتباطی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم موثر است (05/0>p). در این راستا می توان نتیجه از روش قصه درمانی در بهبود مشکلات ارتباطی کودکان دارای اختلال طیف اتیسم می توان استفاده کرد.
زهرا موسی سروش؛ غزل سادات پورنسائی؛ میلاد سبزه آرای لنگرودی
دوره 2، شماره 1 ، خرداد 1404، ، صفحه 21-30
چکیده
هدف پژوهش بررسی اثربخشی موسیقیدرمانی مبتنی بر فعالیتهای ریتمیک بر بهبود مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی بود. پژوهش از نوع نیمهآزمایشی و طرح پیشآزمون پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کودکان با اختلال هماهنگی رشدی مراجعهکننده به مدارس کودکان با نیازهای ویژه و مراکز توانبخشی شهرهای ...
بیشتر
هدف پژوهش بررسی اثربخشی موسیقیدرمانی مبتنی بر فعالیتهای ریتمیک بر بهبود مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی بود. پژوهش از نوع نیمهآزمایشی و طرح پیشآزمون پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کودکان با اختلال هماهنگی رشدی مراجعهکننده به مدارس کودکان با نیازهای ویژه و مراکز توانبخشی شهرهای رامسر و تنکابن در سال ۱۴۰۳ بودند. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود، تعداد 30 نفر از آنها انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵نفر) و گروه کنترل (۱۵نفر) قرار گرفتند. ابتدا در مرحله پیشآزمون، چک لیست رفتار کودک (CBCL، آخنباخ و رسکورلا، 2001) برای تمامی شرکتکنندگان اجرا شد. سپس جلسات موسیقی درمانی مبتنی بر فعالیتهای ریتمیک طی پنج جلسه یک ساعته در گروه آزمایش انجام شد و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. دادهها از طریق روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که موسیقی درمانی مبتنی بر فعالیتهای ریتمیک بر بهبود مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی موثر بوده است (۰۵/0>p). از یافتههای به دست آمده میتوان نتیجه گرفت که روش موسیقی درمانی مبتنی بر فعالیتهای ریتمیک بر بهبود مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی به عنوان روش موثر در مدارس کودکان با نیازهای ویژه و مراکز توانبخشی، قابل استفاده خواهد بود.
کم توانی ذهنی
غزل سادات پورنسائی؛ معصومه ملکی پیربازاری؛ میلاد سبزه آرای لنگرودی
دوره 1، شماره 2 ، اسفند 1403، ، صفحه 1-13
چکیده
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی بازیدرمانی و قصهدرمانی بر بهبود مشکلات رفتاری کودکان کمتوان ذهنی بود. پژوهش حاضر، نیمهآزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه پژوهش شامل 45 دانشآموز مقطع ابتدایی بود که به صورت نمونهگیری هدفمند از میان دانش آموزان مشغول به تحصیل در مدارس استثنایی شهرستان بندرانزلی انتخاب ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی بازیدرمانی و قصهدرمانی بر بهبود مشکلات رفتاری کودکان کمتوان ذهنی بود. پژوهش حاضر، نیمهآزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه پژوهش شامل 45 دانشآموز مقطع ابتدایی بود که به صورت نمونهگیری هدفمند از میان دانش آموزان مشغول به تحصیل در مدارس استثنایی شهرستان بندرانزلی انتخاب شدند. سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (CBCL، آخنباخ و رسکورلا، 2007)، توسط والدین آنها پاسخ داده شد و دانش آموزان به صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) قرار گرفتند. پس از اجرای پیشآزمون، مداخله آزمایشی (8 جلسه 45 دقیقه ای بازیدرمانی و 10 جلسه 45دقیقه ای قصهدرمانی) و انجام پسآزمون، داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس (آنکوا) و آزمون تعقیبی بنفرونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد بازیدرمانی و قصه درمانی بر بهبود مشکلات رفتاری کودکان کم توان ذهنی مؤثر است (0/01>P)، اما بین اثربخشی بازیدرمانی و قصه درمانی بر بهبود مشکلات رفتاری کودکان کم توان ذهنی تفاوتی بدست نیامد (0/05<P). در نتیجه میتوان از دو روش بازیدرمانی و قصه گویی جهت بهبود مشکلات رفتاری کودکان کم توان ذهنی در مدارس استفاده کرد.